تدریس کارآسا ن و ساده ای  نیست .


اصلی ترین وظیفه هر معلمی خوب تدریس کردن است. زمانی که از تدریس صحبت می شود، تفکر عام براین اساس است که تدریس بسیار عمل آسانی است و کار معلم دست کم گرفته می شود.

اما اگر بخواهیم با تفکر علمی به قضیه نگاه کنیم متوجه می شویم که تدریس نه تنها امر ساده ای نیست بلکه معلم در تدریس با متغیرهای متفاوتی سرو کار دارد.

او سعی می کند با کنترل و دستکاری متغیرهای مختلف، وضعیتی به وجود آورد که یادگیری حاصل شود. شناخت و کنترل همه عوامل و متغیرهای دخیل کار اسانی نیست و شاید بتوان گفت غیرممکن است. اساسی ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف های آموزشی، معلم است. اوست که می تواند حتی نقص های کتاب های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند.

 

در فرایند تدریس دیدگاه علمی معلم و تجارب وی نقش به سزای را ایفا می کند اما آن چه مهم تر است کل شخصیت معلم است که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می گذارد دیدگاه معلم و فلسفه ای که او به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار معلم تاثیر شدیدی می گذارد.

در این جاست که می توان رسالت معلم که برتر از آموزش است را مطرح کرد.

رسالت اصلی معلم تربیت انسان هاست. انسان هایی که بتوانند حال خود را به بهترین نحو رقم بزنند و آینده درخشانی را منتظر باشند.

 در بحث تدریس ؛ معلمان به دو گروه تقسیم بندی می شوند.

  معلمان شاگرد نگر:

این گروه از معلمان،شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار می دهند و آنان را محور اصلی فعالیت های آموزشی می دانند.انان فعالیت و رشد همه جانبه شاگرد را در نظر می گیرند یعنی به پرورش خیلی بیشتر از انتقال صرف مواد درسی بها می دهند.

این گونه از معلمان معمولا به روانشناسی یادگیری و آموزش ،روانشناسی رشد و جامعه شناسی تا حدودی مسلط هستند و از این آموزه ها در شناخت فراگیران و انتخاب روشهای مختلف تدریس بهره می گیرند.

   معلمان درس نگر:

این دسته از معلمان بیشتر به درس اهمیت می دهند تا پرورش شاگردان. تمام کوشش آن ها بر این است که به هر طریقی که شده درس را به شاگردان انتقال دهد. گروه درس نگر به شاگردان و تفاوت های فردی انان توجه ندارند یا آن را چندان مهم تلقی نمی کنند.

 

به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را به طور کامل یاد بگیرند و به معلم پس بدهند. به اعتقاد افراد این گروه حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی اماده می سازد و به همین دلیل کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار  دارد.

 

نکته شایان توجه در بررسی این دو گروه از معلمان این است که معلم اگر بخواهد تدریس موفقی داشته باشد و یادگیری به معنای واقعی کلمه اتفاق بیفتد لازم است هم شاگرد نگر باشد و هم درس نگر. به نظر می رسد این گونه است که عمل تربیت که رسالت اصلی معلم است به خوبی محقق می گردد.